سلام.

امیدوارم خوب خوب باشید…چند تاتون تا حالا این حرفو به خدا زدید؟

خدایا چرا دعاهامو مستجاب نمیکنی؟ تا حالا شده دلت بشکنه؟ تا حالا شده بعد دعایی که کردی ببینی هیچ اتفاقی نیوفتاده؟

من قصد دارم تو این نوشتم به امید خدا بهتون بفهمونم که در واقع 100 در 100 دارید اشتباه فکر میکنید

اصلا چرا خدا سختی میده؟ چرا ما باید سختی ببینیم؟ اصلا چرا باید دعا کنیم؟ بچه ها بذارید خدارو اینجوری براتون توصیف کنم.خدای ما خدای رحمت و مهربونیه..این جمله رو زیاد شنیدیم اما کمتر کسیه که بتونه درکش کنه…وقتی میگیم مهربون یعنی خیلی مهربونا..اصلا قابل توصیف نیست.بچه ها خدا عاشق صدامونه !! بذارید یه خاطره تعریف کنم.چند وقت پیش یه حاجتی از خدا میخواستم یعنی گفتم خدا اگه این حاجتمو ندی میرم و دیگه نمیام دمه در خونت..یعنی به قول خودمون قهر میکنم باهات..یه دو روز گذشت دیدم خدا به جای اون یه چیز بهتر بهم داد.خیلی تعجب کردم.بچه ها امداد خدا غیبیه یعنی مثلا وقتی یه دعایی میکنید در واقع خدا گره هاتونو باز میکنه و خیلی باید باهوش باشید که بفهمید کجا چی شده.خدای ما خدای غیبه…یعنی وقتی دعای سلامتی واسه خودت میکنی اخر شب با خودت میگی خب الان دعا کردم چی شد؟ این اشتباست میدونی چرا؟ از کجا معلوم که بخاطر یه دست و روبوسی که با کسی کردی قرار نبود مریض شی و خدا کاری کرد که مریض نشی؟ یا یه جایی که قرار بود اسیبی ببینی با لطف و کرم خودش اون اسیبرو ازت دور کرد؟

خیلی باید باهوش باشیم که بفهمیم کجا و کی خدا دستمونو گرفت.

من به یه مسئله جالبی پی بردم.خدا فوق العاده عاشق صدامونه.اره!! صدامون.خیلی خوشش میاد وقتی بنده ای صداش میزنه .خدا با خودش میگه بلاخره صدام زد..خیلی منتظرش بودم .خدا دوست داره به یادش باشیم.خدا دوست داره هر وقت دلمون گرفت یا گره ای تو زندگی داشتیم فقط از خودش کمک بخوایم.کافیه با صدای اروم بگید

یا الرحمن الراحمین

بلافاصله خدا روشو برمیگردونه و میگه : لبیک حاجت تو چیست؟

وقتی براش از درد و ناراحتی میگی در واقع داری با خدا درد و دل میکنی.خدا با خودش میگه این بنده من به جز من کسیو نداره ..دستور میده به فرشته ها و ملائکه هاش که حتما مشکل این بندشو حل کنن اما میگه کمی صبر کنید…خدا میگه صبر کنید میخوام صداشو بشنوم اخه بعد سال ها اومده سمت من..

بچه ها میدونی چرا خدا حاجتمونو دیر میده؟ اخه میترسه حاجتمونو بده و ما بریم و پشت سرمونو هم نگاه نکنیم..یه سوال دارم ؟ فقط ازت میخوام که قبل جواب خوب خوب فکر کنی…تو گذشته وقتی از خدا چیزی خواستی و خدا حاجتت رو داد شد ازش تشکر کنی و جبران کنی؟ شد دو رکعت نماز شکر بخونی؟ شده یه شب پنشنبه کمی دیر تر بخوابی و کمی با خدا حرف بزنی و حداقل یه صفحه قران بخونی؟ تو شادی هات چقدر به یاد خدا بودی؟

خدا دوست داره حاجتمونو بده ها اما خب میدونه که میری و دیگه بر نمیگردی به خاطر همین دوست داره یکم صداتو بشنوه …شاید بگی مگه صدام چه شکلیه مگه من کیم که خدا صدامو دوست داره…بچه ها یادتون نره روه خدا در ما ادماست…خدا مارو افریده و میدونه که چقدر نیازمندیم…شرم میکنه که دعاهامونو مستجاب نکنه اما اونایی که دوستشون داره دیر تر حاجت میده…اما اگه کمی صدامونو برای خدامون بالا ببریم و با خدا دعوا بگیریم و بگیم خدایا چرا بهم گوش نمیدی خدا سریع به ملائکه هاش دستور میده که حاجت این بندشو بده…خدا ناراحت میشه میدونی چرا؟ اخه با خودش میگه (این بنده منو نمیخواد …حاجتشو میخواد)

خدایی که همیشه بهترینو واسه بندش میخواد چرا باید تنهامون بذاره…بچه ها خدا دعاهامونو خیلی دقیق و به قول معروف خوشگل بر اورده میکنه که ما اصلا نمیفهمیم.کافیه کمی با دقت و با تامل فکر کنی ببینی گره زندگیت کجا بود.

خدا بنده های توبه کارشو دوست داره.تو قران تا حالا دیدی که از واژه دوست داشتن برای یه پیامبر استفاده کنه؟ خیلی عجیبه ها…خدا فقط برای اونایی که توبه میکنن میگه دوستون دارم…میدونی چرا؟ بذار یه مثالی برات بزنم… مثلا یه معلمی وقتی میبینه که شاگرد تنبلش الان یه چند وقتیه داره سختی درس خوندنو به جون میخره و درس میخونه و پیشرفت میکنه چقدر خوشحال میشه!! اخر ترم هم هواشو داره اگر هم نمرش کم بشه کمکش میکنه و با خودش میگه این شاگردم به خاطر منه معلم سعی خودشو کرد …خدا هم دقیقا همینطوره ! وقتی به خاطر عشقی که ته دلت نسبت به خدا داری تو یه محرم یا هر موقع از سال توبه میکنی و نمازتو شروع میکنی همون موقع خدا تموم گذشتتو بخشیده و عشق میکنه که برگشتی تو اغوش خودش…خودشم میدونه که به جز خودش کسیو نداری بخاطر همین تحویلت میگیره

پس در مقابل حاجتتون صبر کنید…با خدا حرف بزنید.دوست داره صداتو بشنوه دوست داره صدای نالتو بشنوه…اگه یه وقت گریت گرفت بدون دقیقا رفتی تو اغوش خدا ..به همه میگه هیس دارم به درد و دلای این بندم گوش میدم…دیدی بعد گریه چقدر سبک میشی؟ دیدی وقتی چشات پر اشک میشه دیگه نمیتونی بند بیاریش؟ دیدی خدارو چه جوری صدا میزنی؟ دیدی هق هق میزنی؟ خدا دقیقا منتظر همین لحظه بود.خدا میخواد از همه دلسرد شیم و از شخص خدا کمک بخوایم.تو این لحظه مطمئن باش همه چی حله…صبر کن فقط صبر بازم برو سمت خدا ..حاجت نداد برو سمتش بدون میخواد بازم صداتو بشنوه… از بزرگیش بگو از اینکه تنهایی فقط خودتیو خودش بگو مثل خودت تنهام.بگو فقط امیدم به خودته به هیچکی به جز تو دل نبستم.. تو دلت بگو خدایا میترسی حاجتمو بدی و برم پی کارم؟ خدا یا میترسی فراموشت کنم؟ خدایا قول میدم هیچ جا نرم…بچه ها دیدی وقتی عشقت یا اونی که دوستش داری میخواد برای همیشه بره چه جوری براش اشک میریزی و التماس میکنی؟ دقیقا باید همین التماسو از خدا کنید و بهش قول بدید که فراموشش نکنید…خدا میترسه حاجت بده و شما فرااموشش کنید

هدف از افرینش انسان: انسان نیازمنده و خدا بینیازه بی نیازه ..خدا وقتی باهاش حرف میزنیم و دعا میکنیم دوست داره و لذت میبره…اما اگر هم باهاش حرف نزنیم و به سمتش نریم صبرش زیاده و منتظرت میمونه.. خدا کمک کردنو دوست داره واسه همین میخواد دعا کنیم..خدا دوست داره صدامونو بشنوه

خیلی جالبه.در قران تو چند جا خود خدا گفته من این ها رو دوست دارم..میدونید یعنی چی؟ درک میکنید دوست داشتن خدا یعنی چی؟بخونید پس

 إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (195)بقره
 
 ُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ (222)بقره
 
 فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ (76)آل عمران
 
 وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ (146)آل عمران
 
 در واقع خدا با گفتن دوست دارم داره تشویق میکنه …و جاهایی میگه که واقعا صبر و استقامت سخته
 
 إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ (159آل عمران
 
 إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ (42)مائده
 
 إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ (4)صف
 

نتیجه گیری : وقتی تو زندگیمون برامون اتفاقی میوفته در واقع نقش دعا و خدا در زندگیمون کم شده و خدا با دادن سخی میخواد مارو بکشونه سمت خودش اما کیا صبر دارن؟ خدا میگه

 

 وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ (146)آل عمران
یعنی من اونایی که صبر میکنن رو و به من توکل میکنن دوست دارم…بچه ها اینجا طرف حسابمون خداستا!! خدا میگه دوسن دارم…این دوست دارم با اون دوست دارما فرق میکنا!!!  خدا به هر دری میزنه که صداش بزنیم اما بعضی هامون سراغ هر کسی میریم الا خدا…
تمام…
 
نوشته شده در  برچسب:خدا دوستم نداره , خدا , من , گناهکار , توبه و بازگشت , ,ساعت   توسط B.M 

 

ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی

دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده‌ام

امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد

خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده‌ام

در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا

زیرا برون از دیده‌ها منزلگهی بگزیده‌ام

من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام

حبس از کجا؟ من از کجا ؟مال که را دزدیده‌ام؟

تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم

تو عاشق خندان لبی من بی‌دهان خندیده‌ام

چندان که خواهی درنگر در من که نشناسی مرا

زیرا از آن کم دیده‌ای من صدصفت گردیده‌ام

در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن

صد جان شیرین داده‌ام تا این بلا بخریده‌ام

پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده

زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده‌ام



عشق است این اهنگ محسن چاووشی

خلاصه ی غزلی از دیوان شمس مولوی 

 

 

 ممکن است گاهی گریه کنم ولی هیچگاه در تنهایی گریه نمیکنم

خداوند اینجاست

اشکهای مرا پاک می کند...چون

خدا در قلب من است

ممکن است گاهی بیفتم و بلغزم اما هرگز در سقوط تنها نمی مانم

خداوند هست و مرا بلند می کند... چون

خدا در قلب من است

شاید گاهی رنج بکشم اما هرگز در این رنج کشیدن تنها نمی مانم

پروردگار مرا از رنجها رها می کند...چون

خدا در قلب من است

خوشحالم برای اینکه میدانم هرگز تنها نیستم

خداوند همواره با من است...چون

خــــــدا در ❤ من است

 خداي بخشنده و توبه پذير 


من آمده ام تا با تو بودن را


با سختي ها و هجرت هاي روزگار تجربه كنم


آمده ام هر چند زخمي ، وليكن مي آيم


تا با تو بودن را بياموزم


بنده ناچيزت ـ گرفتار

نوشته شده در  برچسب:خدا , گرفتار , بنده , بنده ی گناهکار , خدایا ,,ساعت   توسط B.M 

 اسیرم کرده اند.

پیشترها جنگی بود .

دشمن رویارویی بود ، تیر وتفنگی بود ،

اسیر می شدند آدم ها ،

اسارت آن شکلی همه چیزش معلوم است .

هستند جنایتکارانی که بی اینکه جنگی باشد ،

آدم را اسیر بگیرند .اسمش اسیر گرفتن نیست .

آدم ربایی است .اسارتهای دیگر هم هست ،

که نه تاریخ آغازش پیداست ،نه نام آنکه اسیرت گرفته است

در خانه ام نشسته ام  ، اما نه آزاد ،که اسیر که گروگان ،

اسیر وامی یا مالی یا کسی از نزدیکان

یا آرزوهای بی بنیاد ، یا آدمهای کج ، یا عشقهای موقتی

اسیری اسیری است .

چه  فرقی می کند کی اسیرت کرده باشد وچرا ؟

تو همانی که میتوانی ، میتوانی صدا بزنی ،

بعد بگویی حالا دیگر اسیر نیستی ، برو

 و من بعد از شنیدنش مثل اسب زین کرده

و افسار در دشت های باز و زیر رگبار بهار ،

حس کنم اسیر نبودنم را

 

روزی مردی ، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند.

او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد. 

رهگذری او را دید و پرسید : “برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی ؟” 

مرد پاسخ داد: “این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشقبورزم.”

چرا باید مانع  عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟

 


وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت

از لای انگشتانش آنقدر محو تماشای دنیا شدم که

فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم...

نوشته شده در  برچسب:خدا , جملات زیبا , دنیا , جملات قشنگ در مورد خداوند , ,ساعت   توسط B.M 

 

 خداوندا روزت مبارك…

روز عشق را فقط به تو مي توان تبريك گفت…
تو كه عشقت آسمانيست…
و ثمره ي عشقت آرامش است…
تو كه رنگ و بوي عشقت فرق ميكند…
تو عشقت خالص و ناب است…
تو بي حساب ميدهي…
بي دليل توبه ميپذيري..
بي توقع بركت ميدهي…
و بي منت ياري ميكني …
واقعا كه تنها تو سزاوار كلمه ي عاشق هستي…
عشقي كه خالصانه به بنده ات تقديم ميكني…
دوست داشتنهاي ما بوي نياز ميدهد…
عشقمان از روي هوس است تا محبت…
دوست داشتنمان براي دل خودمان است…
و توقع،زيربناي عشقمان است…
خداي عاشق روزت مبارك… 

 

نوشته شده در  برچسب:خدا , نماز , عشق,ساعت   توسط B.M 

 

 دلم می خواهد و به شما ربطی ندارد، قبر من از قبر شما جداست و...، اما شایع ترین پاسخ بی تردید این می باشد که ای آقا؛ دلت پاک باشد سر و وضع که مهم نیست!

 

 

اما این گروه از زنان باید بدانند که سخت در اشتباه می باشند، چرا که «از کوزه همان برون طراود که در اوست» نمی شود با ظاهری که باعث جلب توجه و تحریک عده ی بسیاری از اقشار جامعه و بویژه جوانان در جامعه می گردد، ظاهر شد و بعد گفت: دلت پاک باشد، اما شاید ذکر تنها، موردی از آثار حفظ حجاب و عفاف، زنهاری باشد برای این گروه از زنان تا شاید کمی به خود آیند.

 

 

در عصر حکومت رضاشاه یکی از علمای ربانی مشهد، مرحوم آیت الله سید باقر سیستانی، سعی بسیار داشت تا به محضر مبارک امام زمان حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) شرفیاب گردد. او برای رسیدن به این سعادت بزرگ، تصمیم گرفت چهل جمعه در مسجدی از مساجد زیارت عاشورا بخواند، او به این تصمیم عمل کرد و هر جمعه به قرائت زیارت عاشورا به طور کامل ادامه داد به نحوی که او خود می گوید:
در یکی از جمعه های آخر که در یکی از مساجد مشغول زیارت عاشورا بودم، ناگاه شعاع نوری را که از خانه ای در نزدیک آن مسجد دیده می شد، مشاهده کردم، حالت معنوی عجیبی پیدا کردم. از جا برخاستم و به دنبال آن نور رفتم، خود را نزدیک آن خانه رساندم، دیدم نور عجیبی از داخل آن خانه می درخشد. در را زدم و با اجازه وارد شدم. دیدم حضرت ولی عصر (عج) در یکی از اطاق های آن خانه تشریف دارند و در آن اطاق جنازه ای را مشاهده نمودم که پارچه سفیدی روی آن کشیده بودند، منقلب شدم در حالی که اشک از چشمانم سرازیر بود به آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سلام کردم، آقا جواب سلام مرا داده و فرمودند:
چرا اینگونه دنبال من می گردی؟ و آن همه رنج ها را تحمل می کنی؟ مثل این (اشاره به جنازه) باشید تا من به دنبال شما بیایم.

 

 

پس فرمود:این جنازه، جنازه بانویی است که در عصر کشف حجاب (رضاخانی) هفت سال (برای حفظ عفت خود از گزند درندگان حکومت رضاقلدر) از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند و دست تعرض به سوی او دراز نمایند و حجاب از سر او برگیرند و حال من به دلیل این عفت و پاکدامن در لحظه جان دادن نزد او آمده ام.

 


نوشته شده در  برچسب:زنان بد حجاب , بد حجابی ,ساعت   توسط B.M 

 روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید، شما چکار می‌کنید؟ 


فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند. 

مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم. 

مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بی کار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟ 

فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند “خدایا شکر” 

که ما متأسفانه فقط تو گرفتاریها و مشکلات یادمون می یاد که خدایی هم هست و و قت شادی یادمون می ره...

 
نوشته شده در  برچسب:خدا, فرشته بیکار , فرشته ,ساعت   توسط B.M 
صفحه قبل 1 صفحه بعد